«محال»

مِی و هستی و ساقی و ساغر و مستی
من دلداده و زنده با باده پرستی
مستِ هر نگاهِ رنگینِ تو بود دلم
رفتی و با خیال به محال تو پیوستی

شاعر: احمد آل کثیر