بیا تا ابـد

«بیا تا ابد»

بیا تا ابد از هم دلگیر نشویم

باز بازیچه‌ی دست تقدیر نشویم

ما برای قاب عکس دو نفره

نَه مایه ی ذلت و تحقیر نشویم

باهم یه کوهه مغرور و استواریم

قله‌ی قافیم، بیا حقیر نشویم

مرغِ عشق رو بیا که ما آزاد کنیم

تا به رنج بی‌کسی اسیر نشویم

هلاکِ نیم نگاهِ همدیگه باشیم

با نفرت و خیانت درگیر نشویم

صادقانه عشقِ همو باور کنیم

راه روشن است، بیا بی‌تدبیر نشویم

نگاهم می‌کنی، آسمانی می‌شوم

از عشقِ اطلسی بیا سیر نشویم

بگو دست به دست من بزار و بیا

باهم بزار که تا ابد پیر نشویم

باز شبی پُر از شادی و شور و شعف

به هیچ غم و غصه ای زنجیر نشویم

گنگ و سرگشته و پریشان احوالیم

ساغر و پُر کن که بی‌تقصیر نشویم

شاعر: احمد آل کثیر

منـو دریــاب

«منو دریاب»

باز یه نیم نگاه و احوال پریشونم

دوباره دارم میشم عاشق به گمونم

می‌دونی من که بی‌تو بی‌نام و نشونم

عشقِ تو داره آتیش می‌زنه به جونم

دل اسیره و به زنجیره

یه وقت نیایی که خیلی دیره

دِ بگو ببینم که چرا

قلبت منو تحویل نمی‌گیره؟

تمومه نقشه هامو، تو نکن نقش بر آب

به شبا و روزای سیام، بیا تو بتاب

یه قفس شده برام این روز و روزگارم

ناجیه قلب من باشو بیا، منو دریاب

...........................................

بیا بگو آهای دیوونه

آهای عاشق بی‌نشونه

بگو توو این دوره زمونه

کی مثل من به پات می‌مونه

چشمِ دلم می‌خواد فقط تورو ببینه

زیرِ مهتابِ گرمِ اون نگات بشینه

کاش که تو دستای گرمتو وا بکنی

باز قصه‌ی عشقو دوباره اون ببینه

تمومه نقشه هامو، تو نکن نقش بر آب

به شبا و روزای سیام، بیا تو بتاب

یه قفس شده برام این روز و روزگارم

ناجیه قلب من باشو بیا، منو دریاب

............................................

زیرچشمی فقط بهم نگا کن

عاشقونه اسممو صدا کن

بی‌تو که، بیمارو گرفتارو

بیا دردمو، تو مداوا کن

دلم عاشقته، تقصیر من چیه؟

بگو به غیر من عاشق تو کیه؟

واسه من خیلی مهمه تورو داشتن

نگو دوست داشتنو، همش بی‌خودیه

تمومه نقشه هامو، تو نکن نقش بر آب

به شبا و روزای سیام، بیا تو بتاب

یه قفس شده برام این روز و روزگارم

ناجیه قلب من باشو بیا، منو دریاب

شاعر: احمد آل کثیر