بیا تا ابـد
«بیا تا ابد»
بیا تا ابد از هم دلگیر نشویم
باز بازیچهی دست تقدیر نشویم
ما برای قاب عکس دو نفره
نَه مایه ی ذلت و تحقیر نشویم
باهم یه کوهه مغرور و استواریم
قلهی قافیم، بیا حقیر نشویم
مرغِ عشق رو بیا که ما آزاد کنیم
تا به رنج بیکسی اسیر نشویم
هلاکِ نیم نگاهِ همدیگه باشیم
با نفرت و خیانت درگیر نشویم
صادقانه عشقِ همو باور کنیم
راه روشن است، بیا بیتدبیر نشویم
نگاهم میکنی، آسمانی میشوم
از عشقِ اطلسی بیا سیر نشویم
بگو دست به دست من بزار و بیا
باهم بزار که تا ابد پیر نشویم
باز شبی پُر از شادی و شور و شعف
به هیچ غم و غصه ای زنجیر نشویم
گنگ و سرگشته و پریشان احوالیم
ساغر و پُر کن که بیتقصیر نشویم
شاعر: احمد آل کثیر